فساد سیاسی یا اقتصادی؛ دفع کدام یک اولویت دارد؟ (1)

تاریخ انتشار پست : 1395-8-13 دسته : مهارت های زندکی

فساد گسترده و بی سابقه به لحاظ حجم و سازمان یافتگی در چه بسترهایی شکل گرفته است و علل و عوامل اصلی آن چه بوده است؟ و برای مقابله با آن چه راهبردهایی باید مورد توجه جامعه و حکومت قرار گیرد؟


ماهنامه نسیم بیداری - سعید حجاریان: زمانی «محسن صفایی فراهانی» گفت آنچه در دوره احمدی نژاد رخ داد، غارت سازمان یافته بود و این بهترین توصیف درباره دولت نهم و دهم بود. علت آن همه فساد چه بود؟ در مورد موضوع فساد در دوره دولت نهم و دهم که هر از چندی موارد بهت آور و تکان دهنده ای از آن درز می کند و رسانه ها هم به فراخور شرایطی که با آن مواجه اند به آن می پردازند و افکار عمومی نیز در این ارتباط به شدت تحت تاثیر قرار می گیرد، بسیار سخن می توان گفت اما مشخصا اثرات گسترده فساد در تخریب اعتماد عمومی جامعه و از بین رفتن سرمایه های اجتماعی موضوعی است که برای کنکاش پیرامون آن باید بررسی های بیشتری صورت بگیرد.

فساد گسترده و بی سابقه به لحاظ حجم و سازمان یافتگی در چه بسترهایی شکل گرفته است و علل و عوامل اصلی آن چه بوده است؟ و برای مقابله با آن چه راهبردهایی باید مورد توجه جامعه و حکومت قرار گیرد؟

در نوشتار پیش رو تلاش شده حتی المقدور به این پرسش ها پاسخ داده شود. بسیاری از شما مخاطبان، «قلعه حیوانات» جورج اورول را خوانده اید. در آن داستان گروهی از حیوانات انقلاب می کنند تا نظام موجود را عوض کنند. پس از انقلاب خود همان ها که انقلاب کرده اند دچار فساد می شوند و همان کارهایی را می کنند که قبلی ها می کردند. ممکن است بعضی از فسادها از دوره قبل به دوره پس منتقل شده باشد، مثل بسیاری از فسادها که از دولت قبل به این دولت کشانده شد و امروز دامان این دولت را هم گرفته است؛ همین ماجرای «فیش های حقوقی».

فساد سیاسی, فساد سیاسی, فساد اقتصادی, فساد سیاسی اقتصادی دفع اولویت

فساد سیاسی, فساد اقتصادی

«ماکس وبر» می گوید کسانی که حواری بوده اند روزی واسال (زمین دار) می شوند. اتحاد جماهیر شوروی همین طور بود. در زمان جنگ جهانی دوم بسیار کشته داد اما کشور تقریبا سالم ماند. پس از جنگ بود که کم کم در کشور، فساد رواج پیدا کرد. بعد از جنگ، طبقه جدید به وجود آمد. علاوه بر اتحاد جماهیر شوروی، در یوگسلاوی – زمان ژنرال تیتو – هم چنین فعل و انفعالی رخ داد و در پی بروز فساد، طبقه جدیدی به وجود آمد، طبقه ای که می شد به آن بورژوازی دولتی یا طبقه حاکمان گفت. برای پیدایش چنین طبقه ای، بسیاری از اخلاقیات زیر پا گذاشته شد. حتی کا.گ.ب در ایجاد چنین طبقه ای بسیار نقش ایفا کرد.

حیدر علی اف که عضو دفتر سیاسی حزب حاکم شوروی و رییس جمهور یکی از جمهوری های آن بود، در دهه 90 میلادی پیش از فروپاشی به ایران سفر می کند تا به پابوس امام هشتم برود!م او یک نمونه از ده ها و شاید هم صدها نمونه از چرخش در فضای بعد از فروپاشی و شکست انقلاب کمونیستی است. ایدئولوژی کمونیستی نهایتا شکست خورد و جای آن را تفکری مبتنی بر گرایش سرمایه داری گرفت. گرایشی که انقلاب اساسا برای نفی آن بر پا شده بود. شکست انقلاب در شرایطی رخ می دهد که کل جامعه از آن ایدئولوژی برگشته باشد.

همین جناب آقای حیدر علی اف از شعر حماسی حیدر بابای استاد شهریار سوءاستفاده می کند و مدعی می شود استاد شهریار شعر را در وصف او سروده است. یعنی شخصیت حیدر بابا در شعر شهریار، خود او، حیدر علی اف است! دستور می دهد از روی آن سرود بسازند و با ارکستر سمفونیک در مجامع رسمی بنوازند. او با استناد به این شعر خودش را بابای ترک ها معرفی کرد در حالی که متن شعر حیدر بابا مذهبی است اما او در دوره کمونیستی از آن به سود خود بهره برد.

در نظام های سرمایه داری غرب هم فساد هست اما فساد در آنجا طبق قواعدی کنترل شده است و شیوه های اخذ مالیات توانسته است ثروت ها را کنترل کند. در آن نظام ها می گویند کارآفرین باشد، اما رانت خوار (رانتیر) نباش. متاسفانه ما در ایران کارآفرین را به «رانت خوار» تبدیل کرده ایم. هر چه کارآفرین داشته ایم همه را به رانت خواری سوق داده ایم. می خواهم بگویم از طرف حکومت «رانش» اتفاق افتاده است. آنها به سمت رانت خوار شدن سوق داده شده اند.

فرد کارآفرین در شرایط اقتصادی پیش آمده در دولت قبل متوجه شد اگر کارگر استخدام کند، شرایط برایش دشوار می شود و به خاک سیاه می نشیند چون بروکراسی بر سر راه او را عمده کرده اند. باید مالیات پرداخت کند. گروهی بر سر راهش قرار می گیرند که هر یک سهمی برای خود مطالبه می کنند و از این دست قضایا؛ بعد ترجیح داده به جای کارآفرینی رانت خواری کند. به جای ایجاد شغل و استخدام کارگر و کلی حرص و جوش خوردن، دستش را در جیب بگذارد و با این و آن تصویر بگیرد و از مواهب رانت لذت ببرد!

در اینجا حکومت خودش واسطه گری می کند. طبیعی است در چنین شرایطی کارآفرین هم ترجیح می دهد از طریق رانت و با اخذ مجوز از دولت به واسطه گری مشغول شود. دیگر هیچ معامله یا قراردادی شفاف نیست. در چنین شرایطی واسطه ها فعال می شوند و واسطه های درشت و کلان از رانت های ویژه تری برخوردار می شوند. به خصوص اگر به بهانه دور زدن تحریم ها، پای فروش نفت قاچاق هم به میان بیاید، در چنین وضعیتی «بابک زنجانی» ظهور می کند.

او مولود چنین شرایطی است. او کارآفرین نیست بلکه یک رانت خوار است. پیش از آن اگر خاطرتان باشد یک سرمایه گذار را که در خوزستان کارآفرینی کرده بود و ده ها و صدها شغل ایجاد و صدها و شاید هزاران کارگر را استخدام کرده بود، اعدام کرده بودند. بعد از آن بود که سرمایه گذاران ترجیح دادند به جای کارآفرینی، رانت خواری کنند. آنها آن اعدام و عاقبت آن کارآفرین را دیدند، ترجیح دادند بابک زنجانی بشوند. برای شان این گونه بهتر بود. دردسری انتظارشان را نمی کشید و تازه ممکن بود تجلیل هم بشوند؛ کاری که دولت پیشین برای بابک زنجانی انجام داد؛ تا جایی که تلاش شد او را الگوی اقتصادی هم قرار دهند.

فساد سیاسی, فساد سیاسی, فساد اقتصادی, فساد سیاسی اقتصادی دفع اولویت


باید گفت در اینجا قدرتی وجود دارد که می راند. به این معنا که سهم نفت در درآمد کلی بالاست. در رژیم های پیشرفته غربی اینچنین نیست. در آنجا به فرد می گویند برو درآمد حاصل کن، کارآفرین باش، بشو «مارک زاکربرگ» و میلیاردر شو، پول و ثروتت را هم نگه دار برای خودت اما مالیات بر درآمدت را به دولت بپرداز، کارت و درآمدت را داشته باش اما مالیات بر درآمدت را قطعا پرداخت کن.

در اینجا متاسفانه همه راه ها را برای فرار مالیاتی باز گذاشته ایم، همه راه ها برای فساد باز است، هزار راه برای فساد باز کرده ایم، پس می پرسیم چرا کارآفرین نداریم؟ مشکل ما این است که سرمایه دار ما، سرمایه دار عقب مانده است. سرمایه دار عقب مانده دلال صفت است. نگاه کنید به کارخانه هایی که به محض بروز بحران اقتصادی، تعطیل و در پی آن کارگران شان بی کار شدند. همین تعطیلی موجب فساد گسترده در شهرها شد. فساد به خیابان آمد و از آن بعد جزیی از چهره شهر شده است. الآن در سر هر چهار راه انبوهی معتاد می بینید، کودکان دستفروش، کودکان کار، زنان دوره گرد و ده ها مورد از این دست...

اعطای رانت به گروهی، موجب بی انگیزگی در سرمایه گذاران برای کارآفرینی شده است. کارخانه داران باید تاوان توزیع رانت را بدهند؛ پول در جایی دیگر می گردد و کارخانه بدون پول تعطیل می شود. طبیعی است که کارگر بی کار عمده می شود، کودک و جوان آن خانواده تحت فشار قرار می گیرند و بحران به وجود می آید. رواج فحشا از مواردی است که از مین همین فساد رانت پدید آمده است. چون سرمایه دار کار ایجاد نکرده و ترجیح داده است با پشتوانه دولتی و با تکیه به رانت، کار بدون ریسک انجام دهد و همان رانت، در نهایت کارخانه ها را یکی بعد از دیگری تعطیل کرده است.

مشکل باید از بالا حل می شده است تا اینچنین به پایین سرریز نشود. به خاطر فشار سیاسی، شیوه تخصیص منابع در ایران به شکل غلط صورت می گیرد. بودجه فرهنگی بسیج چند برابر بودجه وزارت ارشاد است. بسیاری از نهادهای وابسته به حکومت را می توان برشمرد که از بودجه دولتی استفاده می کنند بی آن که کمکی به بهبود شرایط جامعه کنند. انواع بنیاد وجود دارد که جز فعالیت تبلیغاتی هیچ کاری نمی کنند. بسیاری از این بنیادها و نهادها در قم کارشان چاپ و توزیع کتاب و پوستر است؛ کتاب ها و پوسترهایی که عمدتا در مراکز دولتی توزیع می شوند!

فساد سیاسی موجب پیدایش چنین رانت هایی می شود؛ مجلس در آخرین روز و ساعات پایانی اش، چند مصوبه روی دست دولت روحانی گذاشت. یکی از آنها اضافه کردن یک روز دیگر به تعطیلات رسمی بود. روز شروع امامت امام زمان! این مصوبه واقعا از سر دلسوزی بود؟ با تعطیل کردن یک روز دیگر، فقط به حجم تعطیلات رسمی ما افزوده شد. آن مجلس نه تنها کمکی به چابکی دولت نکرد که بیشتر می خواست آن را کُند کند!

همواره بحث بوده بر سر تقدم توسعه سیاسی بر توسعه اقتصادی؛ الآن می گوییم آن به کنار اما رفع فساد سیاسی بر رفع فساد اقتصادی حتی مقدم است. این را یقینی می شود گفت. اگر پیش تر بر سر تقدم توسعه سیاسی بر توسعه اقتصادی مناقشه بود، الآن بر سر تقدم رفع فساد سیاسی بر فساد اقتصادی هیچ مناقشه ای در کار نیست.

فساد سیاسی, فساد اقتصادی, فساد سیاسی, فساد سیاسی اقتصادی دفع اولویت


کشور ما مستعد فساد است، رانت، نفت در دولت قبل فساد ایجاد کرد و آن، فساد به دولت جدید به ارث رسید. روی کار آمدن «محمود احمدی نژاد» و همچنین مجلس هفتم همه در پیدایش آن حالت نقش داشته اند. همواره بعد از انقلاب گفته شده «تقدم تعهد بر تخصص» اما به راستی کدام تعهد؟! زندگی نامه وزرای کابینه احمدی نژاد را که مطالعه کنید، متوجه می شوید تا چه حد آنها متعهد بوده اند. آن از سوابق آقای دانشجو که می شود وزیر علوم! آن از سوابق آقای کردان که می شود وزیر کشور! آن از سوابق آقای بقایی که می شود معاون اجرایی رییس جمهور. آن از سوابق آقای رحیمی که می شود معاون اول رییس جمهور! و ده ها نمونه دیگر.

آقای «احمد توکلی» اگر می خواهد کاری در زمینه پیشگیری از فساد بکند، واقعا ریشه یابی کند که چرا وضع چنین شده است؟ چه اتفاقی افتاده که این قدر فساد در همه ارکان ریشه دوانده است؟ بی تردید او به سیاست خواهد رسید. یقینا این رخ خواهد داد. البته وقتی ایشان به ریشه فساد در سیاست رسید، ترجیح می دهد سکوت کند با این استدلال که ممکن است نظام تضعیف شود و به مصلحت نیست!

همین مصلحت نگری هاست که مانع رفع فساد می شود. نمونه ای مثال می زنم؛ آقای موسوی خوئینی ها مشاور رهبر بود. در همان زمان، روزنامه سلام را هم منتشر می کرد، پیش از آن هم دادستان کل کشور بود. می گوید در آن وقت نزد دستگاه های دولتی فرد ناشناسی نبودم. روزی برای دریافت سهمیه کاغذ روزنامه به اداره مربوطه مراجعه کردم، مسئول آن اداره از من رشوه خواست. از من دادستان سابق و مشاور رهبر، آن هم بی هیچ شرم و حیا یا ترس و واهمه ای!

وقتی یک مسئول دولتی حیا را قورت می دهد و آشکارا از یک مقام رسمی حکومتی رشوه طلب می کند پیداست که فساد در حال گسترش است و باید برای آن فکری کرد. این موضوع را ایشان برای من تعریف کرد و همان موقع معتقد بود باید برای جلوگیری از فساد فکری کرد. منظورش فکری در سطح حکومت بود تا فساد همه گیر نشود.

در غرب اداره مالیات، مثل پلیس است. در صورت فرار اشخاص از مالیات می تواند به خانه آنها وارد شود و هر چه را که تشخیص داد به نفع دولت (یعنی خزانه ملی) است، ضبط کند. عین پلیس، مامور جلب دارد. مامور احضار دارد. ضابطین آن می توانند بازجویی کنند. دقیقا عین پلیس اختیارات قانونی دارد. عین پلیس می تواند سر زده هر جا و هر زمان که اراده کرد وارد شود و هر مدرکی که خواست جمع آوری کند.

اداره مالیات در آن کشورها یک رکن بسیار مهم است. به هیچ فرد مشهوری هم رحم نمی کند. «لیونل مسی» به همراه پدرش همین چند هفته پیش به دادگاه احضار و به 21 ماه زندان محکوم شد. او علاوه بر این که عین همان مبلغ را باید بپردازد، جریمه اش را نیز باید بدهد. آنجا با هیچ کس بر سر مالیات شوخی ندارند.

نمونه بزرگتر برخورد با مفسدین در «فیفا» و «یوفا» است. «سپ بلاتر» و همدستانش در فیفا، به همراه «میشل پلاتینی» در یوفا همه از کار بی کار و تحت پی گرد قرار گرفتند. شبکه گسترده مافیایی شان از هم پاشید و ده ها نقل از از آن واقعه منتشر شد. با این اقدام از فساد سیستماتیکی که سال ها در فیفا و یوفا، با میلیون ها دلار گردش مالی لانه کرده بود پرده برداشته شد.

فساد سیاسی, فساد اقتصادی, فساد سیاسی, فساد سیاسی اقتصادی دفع اولویت


می خواهم بگویم دستگاه های نظارتی در غرب قدرت عمل دارند، می توانند به مدارک دست پیدا کنند. تحقیق کنند. بازجویی کنند و در نهایت بازداشت و محاکمه کنند. در کنار همه این اقدامات، خبررسانی در سطح گسترده هم برای افکار عمومی و پیشگیری از خدشه به اعتماد عمومی وجود دارد.

آنها چهره و هویت افراد خاطی را مخفی نگه نمی دارند، به تصور این که صلاح نیست و به مصلحت نیست. چه رییس مجلس، چه رییس جمهور و چه حتی فرزند پادشاه، هیچ فرقی ندارند. باید در سطح گسترده اطلاع رسانی و شفاف سازی شود تا این چنین، دموکراسی آسیب نبیند.

حکومت های دموکراتیک مشروعیت شان را بر طبق اعتماد عمومی به دست آورده اند و برای سالم نگاه داشتن آن، از هیچ کوششی دریغ نمی کنند. اگر محبوب ترین فرد آن جامعه هم دچار فساد اقتصادی شود، باید تاوانش را بپردازد همان طور که لیونل مسی پرداخت. پیش تر از آن افرادی نظیر نیکولا سارکوزی رییس جمهور سابق فرانسه، رییس مجلس عوام انگلیس، رییس جمهور آلمان و داماد پادشاه اسپانیا در مواردی مشابه تحت تعقیب و بازجویی قرار گرفته اند که برخی از آنها ناچار به کناره گیری و البته پرداخت جریمه شده اند.

«اولی هوینس» مدیرعامل باشگاه ثروتمند و پرطرفدار «بایرن مونیخ» در پی فرار مالیاتی بازداشت و محاکمه شد و به زندان افتاد . اینها فقط نمونه هایی از اقتدار و استقلال دستگاه مالیاتی در غرب است که می تواند به عنوان یک اهرم قوی بازدارنده فساد عمل کند. صحبت از سفت و سخت بودن مقررات و قوانین برای رفع فساد در چنین کشورهایی است و البته چگونگی اجرای صحیح و بی ملاحظه آن.

دموکراسی برای این است که جلوی فساد سیاسی را بگیرد. در کشورهایی که هم قانون برای پیشگیری از فساد وضع شده و هم مجری قانون سالم است و آن را صحیح اجرا می کند، محال است بتوانید به مامور مالیاتی رشوه بدهید. آنجا ده ها کانال تلویزیونی و رادیویی، روزنامه و سایت خبری هست که مدام در حال اطلاع رسانی اند و مردم را از این رهگذر آگاه نگاه می دارند. مطبوعات و رسانه های آزاد از لوازم دموکراسی است؛ اگر گفته می شود دموکراسی، نه به این خاطر است که لوازم آن مانع فساد سیاسی می شود و اصلا دموکراسی برای همین است.

فساد سیاسی, فساد سیاسی, فساد اقتصادی, فساد سیاسی اقتصادی دفع اولویت


آقای «فرشاد مومنی» می گوید در دنیا فقط هشت کشور وجود دارد که از ما فاسدترند. این یعنی ما به خاطر فساد در انتهای جدول کشورهای دنیا قرار گرفته ایم! مطمئن باشید که قطعا شاخص دموکراسی در این کشورها پایین تر از دیگران است. با ذکر مثالی ادامه می دهم، با مجوز شورای عالی انقلاب فرهنگی، به یکی از روحانیون قم اجازه تاسیس تلویزیون خصوصی داده اند. دفترش را هم در آن شهر دایر کرده اند. آیا چنین مجوزی هم به آقای روحانی، رییس جمهور می دهند تا او بتواند تلویزیون دایر کند؟ لابد متوجه شده اید که حتی نمی گذارند حرف هایش از تلویزیون پخش شود.

این قصه در ایران ریشه دار است. تبعیض در اجرای قانون را چگونه می توان تفسیر کرد؟ یک فرد را به خاطر دزدیدن 5 دانه نارنج به 2 سال حبس، 70 تازیانه و رد مال محکوم کرده اند! این را به هیچ نحو نمی توان توضیح داد. این حکم را بگذارید کنار احکام صادر شده برای افرادی با دزدی های نجومی که به دارایی های ملی دستبرد زده اند. چطور می توان آن را فهم کرد؟

گفته می شود نقد نمی شود کرد، من می گویم اما افشا که می شود کرد. افشاگری باعث می شود که عده ای دست و پایشان را جمع کنند چون متوجه می شوند اعمال شان زیر ذره بین است، به خصوص با وجود شبکه های اجتماعی که فراگیر شده است، افراد مترصد فساد، متوجه اند که از راه های گونان اخبار به گوش مردم می رسد و آنان با دسترسی به حجم عمده اطلاعات می توانند آن را روی دایره بریزند و کوس رسوایی مفسدان را به صدا درآوردند. همین مکانیسم افشا، قدرت بازدارندگی دارد و می تواند مانع فساد شود.

ادامه دارد...

مطالب مشابه

مطالب تصادفی

نظرات
نظرات مرتبط با این پست
نام :
ایمیل :
وب سايت :
کد تاييد : کد امنیتی رفرش
متن دیدگاه :